تبليغاتX
سوگند<background: #666696; margin: 10px; font-family: tahoma, times new roman, sans-serif; background-image: url (' http://zari23.150m.com/4vf3psp.jpg')>
سوگند
 کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود ، ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم ، ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم کاش کودک بودم...
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 18:6  توسط زری  | 

هرگز به كسي نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري!

 هرگز به كسي محبت نكن وقتي قصد شكستن قلبش را داری !!!

 هرگز قلبي را قفل نكن وقتي كليدش را نداري!!

 

وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود

 ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم!!!

کاش کوچيک مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن !

نه حالا که بزرگ شديم و فرياد هم که مي زنيم

باز کسي حرفمون رو نميفهمه !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 12:25  توسط زری  | 

چرا تو جلوه ساز بهار من نمی شی

                                              چی بود ان گناه من کا یار من نمی شی

                              بهار من گذشته شاید

شکوفه جمال توشکفته در خیال من

                                       چرا نمی کنی نظر به زردی جمال من

 تو را چه حاجت نشانه من

                                      تویی که پا نمی نهی به خانه من

                      چه بهتر آن که نشنوی ترانه من

غمت چه کوهی به شانه من  

                                       ولی تو بی غم از غم شبانه من

                          چه نشنوی فغان عاشقانه من

خدا تو را از من نگیرد 

                                         ندیدم از تو گرچه خیری

به یاد عمر رفته گریم 

                                         کنون که شمع بزم غیری.....                                  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 20:54  توسط زری  | 

 

اگر ابربودي به انتظاراشك مي نشستم

اگرمهربودي در پرتو ات خود را گرم مي كردم

اگر باد بودي چون برگ خزان خود را به دستت مي سپردم

اگر خدا بودي به تو ايمان مي اوردم تا بداني دوستت دارم

اگر هيچ بودي از تو ابر سپيدي مي ساختم

از تو خورشيد با شكوهي بوجود مي اوردم

تو را نسيم ملايمي مي كردم

از تو خداي بزرگ مي ساختم

تا بداني كه فقط تورا دوست دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 10:57  توسط زری  | 

وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره.
وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي.
 وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه.
 وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته.
 وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه.
 وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد.
 وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو مي لرزوند


 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 11:1  توسط زری  | 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستتدارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 18:6  توسط زری  | 

........

چفدر سخته تو چشماي كسي كه تمام عشقت را ازت دوزديد

وبجاش يك زخم هميشه گي روي قلبت هديه داد زول بزني

 وبه جاي اينكه لبريز از نفرت شي حس كني هنوز دوسش داري

چقدر سخته دلت بخواد سرت باز به ديواري بزاري كه يه بار زير

آوارغرورش همه وجودت له شده

چقدر سخته تو خيال ساعت ها باش حرف بزني اما وقتي

ديديش هيچي بجز سلام نتوني بگي

چقدر سخته وقتي پشتت بهش دونه هاي اشك گونه هايت را

خيس بكنه و اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه كه هنوز

دوستش داري

چقدر سخته گل ارزو هاتا توي باغ ديگري ببيني

وهزار بار تو خودت بشكني و  آروم زير لب بگي

 گل من باغچه نو مبارك

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 10:25  توسط زری  | 

مجتبي جان خيلي دوستت دارم

قد خودت دوستت دارم چون تو تمام دنياي مني

عزيزم در كنار تو همه خوبي ها را ميابم

ودر نگاه عاشقانه ات تازه مي شوم

مهربان من باز به تومي گويم كه دوستت دارم

ونگاهم رابه نگاهت مي دوزم وبه پاكي چشمانت

قسم مي خورم كه تا ابد با تو مي مانم تا بداني

  صادقانه و پاك دوستت دارم ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 10:1  توسط زری  | 

صدا كن مرا

صداي تو خوب است

صداي تو سبزينه ء آن گياه عجيبي است

 كه در انتهاي صميميت خزن مي رويد

در ابعاد اين عصر خاموش

من از طعم تضنيف در متن ادراك يك كوچه تنها ترم

بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهاي من بزرگ است 

وتنهاي من شبي خون حجم ترا پيش بيني نمي كرد

و خاصيت عشق اين است .......

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 19:31  توسط زری  | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 19:23  توسط زری  |